خشونت زنان علیه مردان علاوه بر ريشه هاي اجتماعي،ریشه‌های خانوادگی عميقي دارد،طبعا خانواده‌هایی که از استاندارد‌های مناسبی برخوردار نیستند ،و پدر و مادری که بی‌هنجار هستند به حدی خود زمینه را برای تربیت ناسالم فرزاندان‌شان ایجاد می‌کنند و آنان را پرخاشگر بار می‌آورند.

از طرفی طبق بررسی‌های صورت گرفته در پرونده‌های شوهرکشی، اکثر این جنایت‌ها در خانه‌هایی که زن‌سالاری حاکم بوده و مادران احترامی برای پدران قایل نبوده‌اند، رخ داده است.

نکته دوم در ریشه خانوادگی ، علت قتل‌ها و خشونت‌ها ،در خانه‌هایی صورت می‌گیرد که،
زن‌سالاری است.

علت خشونت زنان علیه مردان!!

 یکی از بلایای زن‌سالاری یا مادرسالاری بی‌حرمتی نسبت به پدران یا مرد خانواده است.

 یک زن زمانی که تصمیم می‌گیرد نسبت به همسر خودش تعرض کلامی، روحی یا به هر نحوی اقدام به خشونت کند به چهار نتیجه می‌رسد و این چهار نتیجه نقطه شروع برخورد‌های فیزیکی است؛

زن به دلیل عدم ناسازگاری، عدم همفکری مشترک ،بدان معنا که ،زن و شوهر باید برای برقراری رابطه بین خودشان به یک‌سری وجوهات مشترک برسند، عدم همکاری بدان معنا که ،باید دست از علایق شخصی بردارند و به یک سازش مشترک برسند، عدم هم‌بختی مشترک بدان معنا که، به این باور برسند که اقبال و سرنوشت مشترک دارند و در آخر عدم همدلی مشترک بدان معنا که احساس خوشبخت‌بودن کنند، دست به خشونت می‌زند.
لذا زمانی که این احساس تعلق مشترک از بین رود باعث می‌شود خشونت اتفاق بیفتد.

یک زن زمانی دست به خشونت و قتل همسر خود می‌زند که ،🔅احساس ناتوانی و ضعف کرده یا به تعبیری احساس کند چیزی در چنته ندارد يا به اندازهء كفايت ندارد.

بدلیل اینکه ،زنان قدرت جسمی همانندي نسبت به مردان ندارند لذا سعی می‌کنند از نظر کلامی همسرشان را از پای درآورند، زیرا ناخودآگاه می‌دانند اگر بخواهند با همسرشان برابري كنند يا بر او برتري پيدا كنند نمی‌توانند با زدوخورد فيزيكي اينكار را انجام دهند.

 به همین دلیل سعی می‌کنند او را از نظر روانی به هم بریزند و به همین دلیل کارهایی انجام می‌دهند که او را تحقیر کنند.

علت خشونت زنان علیه مردان!!

 به‌طور مثال از ارتباط جنسی استفاده ابزاری می‌کنند و با محرومیت همسرشان کاری می‌کنند که او را در مقابل خواسته‌های‌شان به زانو درآورند.

نخستین عامل، نارسایی قوانین طلاق در کشور ایران است. متاسفانه مقررات طلاق در کشور به دلیل یک‌سویه بودن در جهت حمایت از مردان بوده و نوع تنظیم آن به نحوی واقع شده که باعث می‌شود عده ايي از زنان برای دسترسی به حقوق‌شان مرتکب خشونت شوند.

دلیل آن هم این است که زنان زمانی که می‌خواهند از همسرشان جدا شوند، حقوق حقه خودشان را مطالبه می‌کنند. وقتی از این رده از زنان پرسیده میشود که چرا همسرت را در صورتی که می‌توانستی از او جدا شوی به قتل رساندی؟ در اکثر مواقع جوابهايي مشابه این جواب داده میشود:
من باعث پیشرفت همسرم شدم و حال که سهمی از آن پیشرفت خواستم و نتوانستم چیزی دریافت کنم، دست به این کار زدم…

بنابراین چون مردان میل به حفظ وضع موجود خانواده و زنان هم اصرار به رسیدن به حقوق حقه خودشان دارند زمانی که به بن‌بست می‌رسند ونمی‌توانند،

راه‌حلی برای از بین بردن مشکلات‌شان پیدا کنند، تصمیم می‌گیرند از سیاست حذفی استفاده کنند و همسران‌شان را از بین ببرند….

نگارش و تألیف: تیم تحریریه پژوهشکده سلامت

 

Comments are closed.